مقدمه

بیش از ثلث آیات قران کریم در رابطه با جهان آخرت می باشد . در یک دسته از آیات بر لزوم ایمان به آخرت تأکید شده و در دسته دیگر پیامد های انکار آن گوشزد شده و در دسته سوم نعمت های ابدی و دسته چهارم عذاب های جاودانی بیان شده است . برای اینکه انسان بتواند راهی را در زندگی برگزیند که به سعادت حقیقی و کمال نهائیش بیانجامد باید بیاندیشد که : آیا حیات انسانی با مرگ پایان می یابد یا پس از آن حیات دیگری خواهد داشت؟ و آیا انتقال از این جهان به جهان دیگر همانند مسافرت از شهری به شهر دیگر است ؟

آموزنده

چشمت به نامحرم می افتد ؛ اگر خوشت نیاید که مریضی !!!
اما اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو :
یا خَیرَ حَبیب وَ مَحبوب ...
یعنی : خدایا من تو را می‌خواهم ، اینها چیه ؟ اینها دوست داشتنی نیستند …

درس عبرت

کشف جسد فرعون و تحقق یافتن وعده های قرآنی...

شدت آتش

امام صادق علیه السلام می فرمایند: ان نارکم هذه جزء من سبعین جزءا من نار جهنم و قد اطفئت سبعین مرة بالماء ثم التهبت و لو ذلک مااستطاع آدمی ان یطیقها(بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)
یعنی آتش دنیا یک جزء از ۷۰ جزء آتش جهنم است، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده سپس شعله ور گردیده تا شده آتش دنیا و اگر چنین نبود هیچ انسانی طاقت تحمل آتش را نداشت. یعنی حتی نمی توانست در کنار آتش قرار گیرد.

مارهای جهنم جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیشهای آنها به اندازه درخت خرماست؛ این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشتهای بدن ایشان را متلاشی میکنند. اهل عذاب با مشاهده ی این مارها به نهارهایی از اتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند؛ این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها افتادند ۷۰ جریف پایین می روند و هر جریفی ۷۰ سال راه است.

(کفایه الموحدین، مبحث نار)

مهلت بندگان

روزی رسول خدا (ص) نشسته بودند.عزرائل به زیارت ایشان آمدند.

پیامبر از او پرسید :ای برادر چندین هزار سال است که تو مامور قبض روح انسانها هستی.آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی هم سوخته است؟

در این مدت دلم برای دو نفر سوخته است:

۱-روزی دریا طوفانی شد و امواج سنگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند تنها یک زن حامله نجات یافت. او سوار بر پاره تختی شد و خود را به ساحل رساندو در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد من مامور شدم که جان آن زن را بگیرم.دلم به حال آن پسر سوخت

۲-هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان وامکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا وجواهرات برای ستون ها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل شودوقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسبش پیاده شود فرمان از سوی خدا رسید و جانش را گرفتم به این جهت دلم برای او سوخت که او عمر خود را بر روی ساختن آن باغ گذاشت و در آخر نتوانست آن باغ را ببیند.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر آمد و گفت:خدایت سلام میرساند و می فرماید:

به عظت وجلالم سوگند شدادبن عاد همان کودکی بود که اورا از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و او را نجاتش دادیم و او را بی مادر پرورش دادیم و به پادشاهی رساندیم اما او کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت.

سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم

عاقبت گناه

 

هر کس در هر مرحله ای از ایمان و در هر سن و سال گاه گرفتار وسوسه های شیطانی می گردد . گاه در خود احساس می کند که نیروی محرک شدیدی در درون جانش آشکار شده و او را به سوی گناه دعوت می کند . وسوسه ها و تحریک ها مسلماً در سنین جوانی بیش تر است .تنها راه نجات از آلودگی ها در چنین شرایط سختی ،فراهم ساختن سرمایه تقوا است.(1)

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏؛(2)

http://www.uploadax.com/images/71232582126191146413.jpg

ادامه نوشته

مرگ

ادامه نوشته

ایستگاه آخر


قطاری که به مقصد خدا می رفت، زمانی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت:


 مقصد ما خداست، کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟

ادامه نوشته

فرشته مرگ

ادامه نوشته

نزدیکی مرگ

ادامه نوشته